محمد خزائلى
127
شرح بوستان ( فارسى )
نه ( 1 ) پيش از تو گردنگشان داشتند ؟ * دمى چند بودند و بگذاشتند نه بعد از تو شاهان ديگر برند ! * درخت ( 2 ) اميد ترا برخورند ز دوران ملك پدر ياد كن ( 3 ) * دل از بند انديشه آزاد كن چنان روزگارش به كنجى نشاند * كه بر يك پشيزش ( 4 ) تصرف نماند چو نوميد ماند از همه چيز و كس ، * اميدش به فضل خدا ماند و بس بر مرد هشيار ، دنيا خس است ( 5 ) * كه هر مدتى جاى ديگر كس است حكايت ( 22 ) [ چنين گفت شوريدهيى در عجم . . . . ] چنين گفت شوريدهيى در عجم ( 6 ) ، * به كسرى ( 7 ) : كه اى وارث ملك جم ، اگر ملك برجم بماندى و بخت ، * ترا كى ميسر شدى تاج و تخت ( 8 ) ؟